گاه زندگی به قدری تحت تاثیر کار، خانواده، تحصیل، منزل، و زندگیِ اجتماعی سخت می شود که ما را کلافه می کند. در این مقاله به چهار راهنمایی اشاره کرده ام که اگر احساس کلافگی می کنید، می توانید از آنها استفاده نمایید:

  • سعی کنید به جایی بروید که تنها باشید.خود را در مکان امن و راحت خود تصور کنید؛ مکانی آرام مانند جنگل، بر فراز یک کوه و یا کنار ساحل. این گونه می توانید به چیزهای زیبا و آرامبخش توجه کنید.
  • راه دیگری که مهار عواطف خود را بدست آورید این است که چند نفس عمیق بکشید. وقتی ضربان قلب شما در اثر تاثیر احساس و نگرانی تند می شود، مهار کردن تنفس از سرعت کار قلب شما و به شما امکان می دهد که بار دیگر اختیار ازدست رفته را بدست آورید. تنفس کردن روش موثری برای قرار دادن عضلات در وضعیت آرمیدگی است.

  • بخش قابل ملاحظه ای از تنش شما ناشی از افکار خود شماست. بنابر این اگر می توانیم اندیشه های تنش زا را بوجود خود راه دهیم، اندیشه های آرامبخش را نیز می توانیم تجربه کنیم. وقتی با خود صحبت های مثبت بکنید، در وضعیتی قرار می گیریدکه به احساس آرامش و آرمیدگی برسید. از جمله صحبتهایی که می توانید با خود بکنید عبارات زیر است:
  • من در هر موقعیتی آرام و خونسرد هستم
  • من اختیار زندگی ام را در اختیار دارم
  • من می توانم آرام باشم و آرام بگیرم
  • من اختیار همه اندیشه ها و اعمال خود را در دست دارم
  • من در موقعیت های تنش زا از کارایی فراوان برخوردارم.
  • من خودم را دوست دارم و به خودم می بالم
  • من مطمئنم که در هر موقعیتی می توانم بر زندگی خود مسلط باشم.
  • به خود فرصتی بدهید تا در هر حال از خود تشکر کنید. به خود پاداشهای مثبت بدهید. ماساژ گرفتن، غذای خوب خوردن، شبی را بیرون از منزل گذراندن، حمام گرم کردن، و تلفن زدن به دوستان و آشنایان از جمله کارهایی است که می توانید بکنید.
پرسشهای تقویت کننده وقتی با روزی سخت روبرو  هستیم

  • امروز چه می توانم بکنم که از دنیا فاصله بگیرم و به خود برسم؟
  • چه می توانم بکنم که به رغم واقعیت های موجود، روز خوبی داشته باشم؟
  • از چه منابعی می توانم در این روز بخصوص استفاده کنم تا به خویشتنِ مثبت اندیش خود باز گردم؟
  • کدام دوستانم می توانند از من حمایت کنند؟ با چه کسی می توانم مسائلم را در میان بگذارم؟
  • چه صحبتی می توانم باخودم بکنم تا ذهنیتم را تغییر دهم؟
  • در چه زمینه هایی از زندگی به خودم اجازه داده ام که تبدیل به قربانی شوم؟ درآینده چه کار متفاوتی انجام خواهم داد؟
  • در چه زمینه هایی از زندگیم می خواهم که کامل باشم؟
  • در چه زمینه هایی می خواهم برای همه مرجع باشم؟
  • در چه زمینه هایی از زندگی ام رنج می برم و ناراحتی ام را تخلیه نمی کنم؟
  • چگونه می توان خود را تا این اندازه جدی نگیرم؟
  • یک سال دیگر درباره این موقعیت و این رفتارم چه قضاوتی خواهم کرد؟